وقتی خدا را با قلب و روح درک کنید دیگر همه چیز خدایی می شود. دیگر عمل و کلام خدایی می گردد. منیت و خود بینی جایی ندارد، تظاهر بار و بندیلش را می بندد، دیگر به دنبال اسم و رسم نیست، چرا که همه را از آن خدا می داند، چنین شخصی را عارف گویند!
عارف قصه ما، هم در شناسنامه عارف بود و هم در عمل اثبات کرد که عارفی حقیقی است که درس عرفان را در شام در تل جبین و نبل و الزهرا و البوکمال و در خاندانی دلاور خیز آموخت!
عارف قصه ما، عرفان را نه در کنج خانقاه و نه در کنج پستوها دنبال می کرد! او عرفان را در جهاد آموخت، در خاندانی زحمت کش و مظلوم و بی ادعا و قهرمان پرور و شهید پرور زیست و مراحل را طی کرد؛ او خدا را در دیار شام به عینه دید و درک کرد! او در لبیک به امام و ولی اسیر پرچم های و شعارها و عرفانهای در
برچسب: کایدخورده,
نویسنده: طاها ابراهیمی
تاريخ: سه
شنبه
14 آذر
1396 ساعت: 19:12